ذبيح الله صفا
1374
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
حالش را بتفصيل بيشترى از ديگران نوشته است . همچنانكه گفتهايم سرخوش كار ديوانى را مدتها ادامه مىداد ولى اواخر زندگانى خود را در شاهجهانآباد دهلى بانزوا مىگذرانيد تا درگذشت . سال وفاتش را محمد قدرت الله گوپاموى صاحب نتايج الافكار 1127 ( سبع و عشرين و مأية و الف ) « 1 » نوشته و اين بقول خوشگو كه مرگ استادش را در هفتاد و شش سالگى ( 1126 ه ) دانسته نزديك و با گفتار مير عبد الرزاق خوافى كه فوت او را در عهد پادشاهى فرخ سير ( 1124 - 1131 ه ) نوشته موافقست . شاگردش خوشگو كليات او را در پنجاههزار بيت برشمرده و از مثنويهايش « نور على نور » را در جواب مثنوى ملاى روم ، و منظومهء حسن و عشق ، و ساقىنامه ، و يك مثنوى در بيان بعضى از ويژگيهاى هندوستان ، جنگنامهء محمد اعظم شاه ( 1118 - 1119 ه ) را نام برده است . مير عبد الرزاق « واقعيات بهادر شاه » را به دو نسبت داده و از آن شعر نقل كرده است . پادشاهى بهادر شاه از 1118 تا 1124 ه بود . از اثرهاى مشهور سرخوش كلمات الشعراست كه تذكرهييست به ترتيب الفبايى شاعران نزديك بعهد يا معاصرش از مير الهى همدانى تا مير يحيى كاشى ، و سرخوش در فراهم آوردن آن از بياض مير معز موسوى خان موسوم به « گلشن فطرت » و بعضى از منتخبات مير محمد زمان راسخ « 2 » و مير محمد على ماهر استفاده كرده است ولى بر رويهم تذكرهء سودمندى نيست و بيشتر بجنگ يا بياضى مىماند كه كسى با يادداشتهايى براى خود ترتيب دهد « 3 » . كلياتش را
--> ( 1 ) - در نسخهء چاپى نتايج الافكار كاتب تاريخ رقومى را باشتباه 1117 نوشته است . ( 2 ) - وى از يك خاندان ايرانى بود كه در هند ولادت يافت و بيشتر در سرهند ( سهرند ) اقامت داشت . شاعرى خيالبند و باريكانديش بود . ( بهارستان سخن ، ص 605 - 606 ) . ( 3 ) - دو چاپ از آن در لاهور و مدراس شد . دربارهء آن بنگريد بتاريخ تذكرههاى فارسى ، تهران 1350 ، ص 36 - 38 .